هر روز، جهان است و فرازی و نشیبی ... این نیز نگاهی است به افتادن سیبی!!

خرید بک لینک

آدم هایی وجود دارند که برایشان ننوشتن حکم مرگ را دارد ، اینکه مطلبی را بپرورانند و از آن

سوژه ای بسازند و بنویسند به آنان روحیه ای بی وصف عطا می کند اما چند وقت است که دلم به

نوشتن نمی رود ،حالا نمی دانم ذره ذره دارم میمیرم یا سبب دیگری داشته است دیگر با دیدن

خیلی چیزها یا چیزهای دیگر نمی افتم و سعی نمی کنم آنها را بهم مربوط کنم و به یه جاهایی

میرسم که مجال گفتنش اینجا نیست و شاید هیچ جای دیگر ...اما نوشتن بهتر است بهتر است

بنویسم شاید آرام بگیرم.. حالا باید یکی از گزینه های روی میز را با خودم توافق کنم ،

عارف عاشق یا مشتری بهشت یا عالم بی اخلاق یا عابد جاهل ...

یاد این شعر آفتادم که صبح خوندم...

دور است سر آب از این بادیه هش دار

تا غول بیابان نفریبد به سرابت

تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل

باری به غلط صرف شد ایام شبابت

شرح پریشانی...

ما را در سایت شرح پریشانی دنبال می‌کنید

برچسب: هر روز جهان است و, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 8:51

صفحه بندی